ارتباط با ارواح پاك
ارتباط آگاهانه با خالق
سلام به همه دوستان .

یه دوره آموزشی گذاشتم برای اون دسته از عزیزانی که خیلی به من گفتند .

البته برای همه آزاد که شرکت کنند .

در این دوره ابتدا چاکراهاتون رو پاکسازی می کنیم و بعد یاد میدیم که چگونه قدرت تمرکزتون رو ببرید بالا و ارتباط برقرار کنید با جهان ماوراء و ...

دوستان برای کسب اطلاعات بیشتر ایمیل بدید به آدرس زیر :

rooh.naaram@yahoo.com


پنجشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۲ | 11:31 | روج نا آرام |

سلام

از اونجایی که شماری از دوستان راجع به مراحل احضار دوست دارند که بدونند پس توجه کنند :

جن ها :

جن ها موجوداتی هستند نا مرئی ولی این قابلیت رو دارند که مرئی شوند همانند ما انسانها .

جن ها به دو دسته کلی تقسیم می شوند ۱- رحمانی ۲- شیطانی

رحمانی :

به جن هایی گفته میشوند که یکی از ادیان الهی را به عنوان دین مکتب یا روش زندگی پذیرفتند و از از دستورات آن پیروی می کنند .

شیطانی :

جن هایی که هیچ یک از ادیان را نپذیرفته و به شیوه خود زندگی می کنند .

برای ارتباط برقرار کردن با جنها ابتدا باید به دنبال یک استاد باشید و این موضوع بسیار ضروری است . استادی که انتخاب می کنید با دستوراتی که به شما میده مشخص میکنه که با کدام دسته از نیروهای ماورائی در ارتباط هستید .

ابتدا باید قدرت تفکر و تمرکز خودتونو ببرید بالا که از روش های متفاوتی قابل دسترسی است مثل روش شمع و دایره ...

با چاکرا های موجود در بدنتون رو فعال کنید و تا حد امکان انرژی ذخیره کنید .

باید بر ترستون غلبه کنید چون در برخورد های اول با اجانین ترس بسیار زیادی رو متحمل میشید که البته خطرناک .

باید بتونید متونه خاصی رو حفظ کنید به زبانهای عربی - هندی - عبری پس مستلزم اینه که نیروی حافظه رو تقویت کنید . باید اوراد احضار و دفع رو حفظ کنید البته اوراد و دستورات دیگری هم هست باید حفظ بشه .

باید یه چند روزی رو در تنهایی بسر ببرید حالا بسته به استاد یا کویر یا جنکل یا کوهستان یا غار یا ...

و مسائلی دیگه که باهاش مواجه هستید در این راه . پس آقایون و خانوم هایی که دوست دارید یاد بگیرید به این فکر نباشید که به همین راحتی میسر میشه .

برای ارتباط با روح هم باید همین مراحل رو طی کرد البته اگه بخواهید اصولی شروع کنید .

 

 

 


جمعه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 13:16 | روج نا آرام |

سلام به همه دوستانی که از این بلاگ دیدن می نمایند .

زمان زیادی که مطلبی نذاشتم و سعی می کنم که از این به بعد همه چی روبراه بشه .

 

متشکرم .


یکشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۸۹ | 1:11 | روج نا آرام |

سلام به همه عزیزان :

یکی از دوستانی که به این وبلاگ سر میزنه ۳ تا سوال پرسیده بود اینم جواب ۳ تا سوال این دوستمون .

۱- ايا تمركز بر روي شمع مفيد است ؟؟؟

بله ، زيرا شعله شمع داراي انرژي تمركزي و يا ( رانگز ) مي باشد . اين انرژي باعث تمركز بيشتر و بهتر مي گردد .

۲- در موقع برون فكني ، روح مديوم در كجا قرار دارد ؟؟؟

در كنار مديوم ، زيرا اگر دور شود ، ممكن است ريسمان نقره اي پاره شود .

۳- ارواح چگونه مي بينند ؟؟؟

ارواح به علت اينكه زماني كه از جسم يا كالبد خارج مي شوند از ماده دور مي شوند ، قادر به رؤيت دقيق و كامل اجسام و انسانهاي زميني نيستند ، چون روح از ماده جداست . در ارتباطات ، ارواح حتي از طريق دست مديوم به طور نيمه تاريك و مبهم مي بينند ، البته بستگي به مديوم و روح مورد نظر هم دارد .


یکشنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۸۷ | 0:36 | روج نا آرام |

با عرض شرمندگی از دیر به دیر آپ کردنم .

در تابستان سال ۱۹۹۱ پم رينولدز متوجه وجود تورم و برجستگى در شريان مغزش شد. رابرت اسپتزلر مدير انستيتو مغز و اعصاب فونيكس به مادر سه بچه آتلانتايى گفت كه ممكن است در حين عمل جراحى قلب او از كار بيفتد و نيز در طول مدت عمل فعاليت مغز او نيز متوقف شود و با وجود استفاده از كليه امكانات كلينيكى ممكن است او به مدت يك ساعت بميرد. هنگام بيهوشى رينولدز زير دستگاهى قرار داشت كه صدايى شبيه به كليك را در گوش او وارد مى كرد، به جهت مطلع شدن از فعاليت ساقه مغز او (ساقه مغز در كنترل شنوايى و ساير اعمال غيرارادى نقش دارد.) علاوه بر اين دستگاهى ضربان قلب و تنفس و درجه حرارت و ساير علائم حياتى او را كنترل مى كرد. همان طور كه اسپتزلر مغز او را باز مى كرد، اتفاقى افتاد كه هرگز در پيچيده ترين مانيتورها نيز اتفاق نيفتاده، رينولدز احساس كرد كه از جسم خودش خارج شده. او در فرصتى مناسب از بالاى شانه هاى اسپتزلر به پايين و به عمل جراحى نگاه كرد. اسپتزلر را ديد كه چيزى شبيه به يك مسواك برقى در دست دارد. يك صداى زنانه گفت كه جريان خون بيمار بسيار ضعيف است و اين طور به نظرش رسيد كه آنها مى خواهند كشاله ران او را عمل كنند. رينولدز فكر كرد كه اين نمى تواند صحت داشته باشد. اين يك عمل جراحى مغز بود. با وجودى كه چشم ها و گوش هايش كاملاً بسته بودند، همه كارهايى را كه روى جمجمه اش انجام مى شد، مى ديد و آنچه كه او درك مى كرد واقعاً اتفاق مى افتاد، در واقع چاقوى جراحى واقعاً شبيه يك مسواك برقى بود. در حقيقت جراحان روى كشاله ران او هم كار مى كردند. او به دستگاهى كه فعاليت قلب و شش ها را كنترل مى كرد، وصل بود. در اينجا جراح دستور داد كه كار را متوقف كنند. جهت خارج كردن خون از بدنش همه خون او را از بدنش خارج كردند و حيات پيكر او را ترك كرد. او خودش را ديد كه از تونلى عبور مى كند و به طرف نورى مى رود. در انتهاى تونل او اقوام و آشنايان فوت شده از جمله مادربزرگش را كه ساليان زيادى بود درگذشته بود، ديد. به نظر مى رسيد زمان متوقف شده. سپس ملكى روح او را به بدنش بازگرداند و او را راهنمايى كرد كه برگردد و اين مثل رها شدن در يك استخر آب يخ بود. پس از بازگشت به حيات رينولدز همه چيز را به اسپتزلر گفت. همه چيزهايى را كه ديده و تجربه كرده بود و اسپتزلر به او گفت تجربه شما خارج از تخصص من است و بعد از ۱۲سال هنوز اسپتزلر نمى دانست آن حالت را چگونه توجيه كند

حقيقت يا توهم امروزه پيشرفت هاى پزشكى به پزشكان اجازه مى دهد افرادى را كه در زمان هاى گذشته به طور غيرقابل برگشتى ممكن بود، بميرند، به زندگى برگردانند. در حقيقت اين علم عملاً مرز آنچه را كه مرگ مى ناميم، عقب رانده. هيچ كس نتوانسته آمار افرادى كه داستانى نظير داستان رينولدز (تجربه خروج از جسم)، سفر به داخل تونل و مواجه شدن با فرشتگان يا جدا شدن از مرحومان و افراد مورد علاقه شان دارند را بيان كند. اين حقيقت قابل توجه به نام NDE يا «تجربه نزديك به مرگ» نامگذارى شده است. ابتدا تقريباً همه پزشكان چنين گزارش هايى را رد مى كردند و توضيحات علمى و پزشكى آنها آن حالت را به هم ريختگى عصبى كه از تغييرات به وجود آمده، هنگام مرگ مغزى منتج مى شد، مى دانستند. با وجود اين به هم ريختگى عصبى فقط در صورتى كه بنا به دلايلى مغز بعضى از كارايى هايش را حفظ كند، مى تواند اتفاق بيفتد و توضيحى در اين خصوص وجود داشت. در يك مسير مستقيم مغز مى تواند مانند كامپيوترى باشد كه منابع تغذيه ها و آى سى هاى آن را جدا كرده باشند، لذا نمى تواند توهم داشته باشد و اصلاً نمى تواند كارى انجام دهد و همان گونه كه شروع زندگى هوشيارانه را نمى توان مشخص كرد، در مورد پايان زندگى نيز چنين است. مشخص كردن زمان دقيق مرگ معلوم نيست. در حقيقت از نظر پزشكى و علمى غيرممكن است. ميشل سابوم كارديولوژيست مى گويد كه اين طور به نظر مى رسيد كه زمان مرگ يك لحظه واحد در زمان است، ولى حالا اين طور به نظر مى رسد كه مرگ يك پديده مرحله اى است نه يك لحظه منفرد در زمان. ما نياز به چيزى جهت ادامه كار داريم، همانگونه كه جامعه ما از عوامل اجتماعى و قانونى متنوعى تشكيل شده كه نهايت را مشخص مى كند در اينجا نيز مواردى وجود دارد كه با آنها بيشتر آشنايى داريم

مرگ كلينيكى تنفس و ضربان قلب متوقف شده اند، شخص ممكن است هنوز قادر به ادامه زندگى توسط دستگاه احياى قلب و ريه يا وسايل ديگر باشد. مرگ كلينيكى بستگى به اين دارد كه علائم حياتى تحت چه شرايطى متوقف شده اند و چرا؟ • مرگ مغزى فعاليت بخش پايينى يا ساقه مغز كه اعمال غيرارادى و اتوماتيكى بدن را اداره و كنترل مى كند متوقف مى شود و شخص فقط با كمك دستگاه حفظ حيات احياى قلب و ريه مى تواند به زندگى خود ادامه دهد. اظهارنظرها در خصوص طول زمان يا دوره اى كه ساقه مغز غير فعال بوده تا زمانى كه فرد به طور طبيعى مرگ را دريابد متفاوت است

مرگ بخش بالايى مغز ساقه مغز هنوز فعال است، قلب، شش ها و سيستم هاضمه كار مى كنند ولى بخش احساس كردن و فكر كردن مغز از فعاليت باز ايستاده، در اينجا اين امكان وجود دارد كه بدن با دستگاه CPR براى مدتى طولانى نيز فعاليت داشته باشد

مرگ تمامى مغز يا مرگ مغزى كامل هم بخش پايينى و هم بخش بالايى مغز از كار افتاده و فعاليتش متوقف مى شود گويى به اندازه كافى درهم آميختگى نداشته اند. بعضى از رهبران روحانى و كارشناسان و صاحب نظران مختلف سئوال مى كنند كه آيا روح در هنگام مواجه شدن با يكى از موارد بالا جسم را ترك مى كند؟ تجسم هايى در حالت NDES يا «تجربه هاى نزديك به مرگ» اتفاق مى افتد اين در حالى است كه هيچ فعاليت مغزى جهت دريافت آنها وجود ندارد. دانشمندان و صاحب نظران الهيات و گروه مردم عادى براى دريافت پاسخى گرد آمده اند، در جريان تئورى هاى متداول علمى چنين تجربياتى نمى تواند به سادگى رخ دهد. مرگ و هوشيارى كاملاً دقيق و بدون خطا هستند، در بحث مربوط به تجربه نزديك به مرگ بعضى ها معتقدند كه علم بايد به جهتى سوق داده شود كه جايى براى احتمال وجود روح باز كند. عده اى هنوز بدبين اند. من از محقق بريتانيايى سوزان بلك مور كه داراى مدرك دكترا است سئوال كردم، آنچه كه او در خصوص پم رينولدز بيان مى كند اين است كه او مى گويد اگر آنچه كه شما شرح داديد درست باشد همه علوم مى بايست مجدداً بازنويسى شوند. به هر حال بلك مور مى گويد اطلاعات و آمار دقيق نيستند. او پس از حدود سى سال تحقيق در خصوص مسائل غيرعادى و غيرمتداول مى گويد من فقط مى توانم بگويم كه موارد مانند يكديگر نيستند. او در كتابى به نام من براى زيستن درخصوص تجربه هاى نزديك به مرگ مى گويد: ظواهر اين تجربيات نزديك به مرگ به علاوه عبور از تونل و نيز خارج شدن از جسم مى تواند انگيزه و علت فيزيولوژيكى داشته باشد، مثلاً در حين جراحى مغز و تحت تاثير بيهوشى عمومى بيماران گاهگاهى رويت چيز هايى از دورنماى يك تجربه خارج از جسم بودن را گزارش مى دهند. سايرين تحت تاثير LSD و ترياك، حشيش و قرص هاى آرام بخش و خواب آور و نيز در زمان استرس نظير اين موارد را بيان مى كنند. او معتقد است كه هنگام استفاده از مواد بالا مغز هيچ گونه عكس العملى ندارد. به عقيده او مى توان نتيجه گيرى كرد كه تجربه خروج از جسم و همه عوامل ديگر در تجربه هاى نزديك به مرگ با مرگ مغزى شروع مى شوند و خاتمه مى يابند. كارديولوژيست و محقق NDE (تجربه نزديك به مرگ) ميشل سابوم آنچه را كه رينولدز بيان كرده و ديده و شنيده با آنچه از يادداشت هاى اسپتزلر جراح او مقايسه مى كند درمى يابد در طول مدتى كه رينولدز تونل را تجربه مى كرده به هيچ وجه فعاليت مغزى نداشته مانند كامپيوترى كه قبلاً صحبتش شد و مغز او با كليه توانايى هايش مرده بوده و يك مغز مرده نمى تواند خصوصيت ديگرى داشته باشد، نه مى تواند چيزى را ببيند و تصور كند و نه مى تواند عكس العملى نسبت به داروى بيهوشى يا ساير مخدرها داشته باشد. او تمام استانداردهاى كلينيكى مرگ را دارا بود. طبق اظهارات سابوم او خونى در بدنش نداشت و نيز كاملاً فاقد علائم حياتى بود. بنابراين آيا اين مرگ بود؟ و اگر اين مرگ بود تجربه اى كه او در طول اين مدت داشت چه بود؟

اين من نيستم، فقط جسم من است باربارا رومريك پزشك عمومى در فورت لادرديل فلا اولين بار با بيمارى كه داراى تجربه نزديك به مرگ بود مواجه شد. در زمان رزيدنتى باربارا در سال هاى اوليه ۱۹۹۴. او با بيش از ۶۰۰ نفر مصاحبه داشته كه گزارشى از تجربه نزديك به مرگ را داده اند و درخصوص آن نيز كتابى هم نوشته اند، گرچه نقطه نظر او با بسيارى از اين افراد در زمينه پزشكى يكسان نيست، اين مصاحبه ها او را به اين نتيجه رساند كه چيزى وجود دارد كه پس از مرگ ما به زندگى اش ادامه مى دهد. او مى گويد در طول مدتى كه با اين افراد مصاحبه داشتم آنها مى خواستند با ساير افرادى كه همين تجربيات را داشتند صحبت كنند. او در عوض شروع به حمايت از چنين افرادى كه يكى از گروه هاى بزرگ جهان هستند كرده و مى گويد مى خواستم داستان هايشان را بشنوم بنابراين در گردهمايى هايشان حاضر مى شدم. زوج هايى معمولى بيشتر زنان و مردان ميانسالى بودند كه گرد آمده تا در تجربه اى كه براى بسيارى از آنها تناوب سفر روحى و زندگى بود سهيم شوم. رابرت ميلهم مى گويد كه قلبش در اثر حمله قلبى از كار افتاد. «درد از بين رفته بود من روى جسم خودم معلق بودم و در حالى كه دراز كشيده بودم به خودم نگاه مى كردم كه رويم را مى پوشاندند.» پس از يك زندگى توام با خودخواهى اينك مرگ از من فرد بخشنده اى ساخته بود. آقاى كن اميك درخصوص يك NDE كه پس از يك واكنش آلرژى برايش پيش آمده مى گويد كه نفسش قطع شده و رنگش كبود شده. او مى گويد خودم را در آن حالت مى ديدم، مى توانستم بشنوم، حالاتى مثل ترس و آرامش را حس مى كردم. اميك مكث مى كند انگار كه دوباره آن حالت را تجربه مى كند. پس آن شىء كبود شده روى تخت كيست؟ آن منم. مى دانم كه منم. نگاه كردن به او مرا مى ترساند. اما واقعاً آن من نيستم، آن فقط جسم من است. اين مطالب مداركى كه نشان بدهد آنها از نظر كلينيكى مرده بودند را به دست نمى دهند ولى نكته اى در كنار اين مسئله وجود دارد. اين يك تجربه نزديك به مرگ است و اين است كه آنها را جذب مى كند. رومر مى گويد اينگونه افراد از اينكه مى فهمند تنها و يا ديوانه نيستند آرامش پيدا مى كنند، داستان هاى آنها ممكن است توهمى به نظر برسد ولى اينقدرها هم غيرعادى نيستند. آنها داستان هاى برگرفته از NDES يا تجربيات نزديك به مرگ را در سراسر جهان منعكس مى كنند

مدارك جديد، نظريه هاى جديد بسيارى از محققين پزشكى بر اين عقيده اند كه تجربه هاى نزديك به مرگ هنگامى كه مغز فعاليت كامل و كافى نداشته باشد اتفاق مى افتند. آنها مى گويند ممكن است اين تجربيات باوركردنى باشند ولى نه به عنوان وجود زندگى پس از مرگ بلكه چيزى مثل خطور كردن به مغز و نيز معتقدند كه هوشيارى به تنهايى در مغز وجود ندارد. در نوشته اى كه در دسامبر ۲۰۰۱ در مجله پزشكى بريتانيايى به نام Lancet منتشر شد كارديولوژيست هلندى به نام ون لومل مى نويسد مرد ۴۴ساله اى را كه دچار حمله قلبى شده بود با آمبولانسى به بيمارستان آورده و دكترها قلب او را با دستگاه شوك دهنده به كار انداختند. پرستارى دندان هاى مصنوعى بيمار را از دهان او جهت جاى دادن لوله تنفسى در گلوى بيمار خارج كرد. سپس مرد را به بخش مراقبت هاى ويژه بردند. يك هفته بعد مرد بيمار پرستارى را كه دندان هاى مصنوعى او را از دهانش خارج كرده بود ديد و او را شناخت با اينكه در برخورد قبلى بيمار در حالت كما و مرگ كلينيكى بود. او به پرستار گفت شما دندان هاى مصنوعى مرا از دهانم خارج كرديد و در ادامه به توضيح ساير جزئيات پرداخت و گفت كه جداشدن روح از بدنش را مشاهده كرد. در تحقيقى جهت بيان تفاوت تجربه هاى نزديك به مرگ ون لومل و همكاران محققش با ۳۴۳ نفر كه دچار حمله هاى قلبى شده و زنده مانده بودند مصاحبه كردند. ۱۸ درصد از هوشيارى كامل خود صحبت كردند. ون لومل مى گويد اين افراد همه چيز را به طور كامل از احساس خود و آرامش پرواز به مرحله تجربه نزديك مرگ بيان كردند. متن چاپ شده محققان بريتانيايى در بيمارستان عمومى ساوتهمپتون در مجله «Resuscitation» به اين نتايج اشاره مى كند كه ۱۱درصد از بيماران داراى حافظه كامل در دوره بيهوشى بوده اند. شش درصد از آنها پس از حمله قلبى به هوش آمدند و به زندگى بازگشتند و تجربه هاى نزديك به مرگ خود را بازگو كردند. هم ون لومل و هم محققين بريتانيايى بر اين باورند كه اين يافته ها بيانگر اين مسئله است كه هوشيارى مى تواند در صورت فقدان فعاليت مغز نيز وجود داشته باشد. «شما مى توانيد مغز را با يك دستگاه تلويزيون مقايسه كنيد.» او مى گويد: «برنامه تلويزيونى در دستگاه تلويزيون شما نيست.» پس هوشيارى كجا است؟ آيا در تك تك سلول هاى بدن است؟

ون لومل مى گويد من فكر مى كنم كه چنين باشد. «ما مى دانيم كه روزانه ۵۰ ميليون سلول مى ميرند.» او به اين مسئله اشاره مى كند كه اين نابودى در مقياس بالا به اين معنى است كه تقريباً همه سلول هاى تشكيل دهنده وجود من و شما نو و جديد هستند در صورتى كه ما نسبت به آنچه هميشه بوده ايم تغييرى را احساس نمى كنيم. براى ون لومل مسئله به اين صورت ادامه مى يابد كه بايد «نوعى ارتباط بين سلول هاى ما وجود داشته باشد» يا به عبارت ديگر همه سلول هاى ما نه فقط سلول هاى مغزى بلكه تريليون سلول ديگر كه در ماهيچه ها، استخوان بندى، روده و احشا، پوست و خون وجود دارند «به طريق شبكه مانندى با هم تبادل اطلاعات يا گفت وگو دارند» در نتيجه ما تجربياتمان را فعالانه حفظ كرده حتى در زمانى كه بيليون سلول تشكيل دهنده بدن ما از بين رفته و بيليون سلول ديگر جاى آنها را مى گيرند. پس در اين صورت همه سلول ها هنگام مرگ مغزى نيز زنده اند و مى توانند از طريق ذهن از مسائل به نحو غيرقابل توضيحى آگاه شوند. عقايد و پيشنهادات ممكن است ما را از مراحل توضيحى تجربه هاى نزديك به مرگ دور كند مثل دلايل محكم زندگى پس از مرگ ولى آنها افق هاى جذاب خودشان را دارند. پس اين به چه معنى است اگر ذهن انسان پس از مرگ مغزى فعاليت داشته باشد آيا بايد در مورد بازگشت پس از مرگ مغزى بازنگرى داشته باشيم. تجربه هاى نزديك به مرگ ما را وادار مى سازند كه مجدداً سئوالاتى را كه فكر مى كرديم پاسخشان را مى دانيم امتحان كنيم. مرگ چيست؟ هوشيارى كجا است؟ و آيا علم مى تواند روح را بيابد؟

این مطلب رو از اینجا گرفتم .


جمعه سی ام شهریور ۱۳۸۶ | 0:58 | روج نا آرام |

نه مرادم ، نه مريدم ، نه پيامم ، نه كلامم ، نه سلامم ، نه عليكم ، نه سپيدم ، نه سياهم ، نه چنانم كه تو گوئي ، نه چنينم كه تو خواني ، نه آنگونه كه گفتند و شنيدي ، نه سمائم ، نه به زنجير كسي بسته و بردۀ دينم ، نه سرابم ، نه براي دل تنهائي تو جام شرابم ، نه گرفتار و اسيرم نه حقيرم ، نه فرستادۀ پيرم ، نه بهر خانقه و مسجد و ميخانه فقيرم ، نه جهنم ، نه بهشتم ، چنين است سرشتم ، اين سخن را من از امروز نه گفتم ، نه نوشتم ، بلكه از صبح ازل با قلم نور نوشتم .

حقيقت نه برنگ است و نه بو ، نه به هاي است و نه هو ، نه به اين است و نه او ، نه بجام است و سبو ، گر به اين نقطه رسيدي بتو سربسته و در پرده بگويم ، تا كسي نشنود اين راز گهر بار جهان را .

آنچه گفتند و سرودند تو آني ، خود تو جان جهاني ، گر نهاني و عياني ، تو هماني كه همه عمر بدنبال خودت نعره زناني ، تو نداني كه خود آن نقطه عشقي ، تو اسرار نهاني ، همه جا تو ، نه يك جاي ، نه يك پاي ، همه اي ، با همه اي ، همهمه اي ، تو سكوتي ، تو خود باغ بهشتي ، تو بخود آمده از فلسفه چون و چرايي ، بتو سوگند كه اين راز شنيدي و نترسيدي و بيدار شدي ، در همه افلاك بزرگي ، نه كه جزئي ، نه چون آب در اندام سبوئي ، خود اوئي ، بخود آي ، تا بدر خانه متروكه هر كس ننشيني و بجز روشني شعشعه پرتو خود هيچ نبيني و گل وصل بچيني .

                                                      بخود آ




شنبه چهارم آذر ۱۳۸۵ | 19:50 | روج نا آرام |

سلام .

شرمنده از این که دیر به دیر آپ می کنم . باور کنید وقت ندارم .

برای بالا بردن تمرکزتون باید روی یه ورق سفید یه دایره کوچک به قطر ۲سانتی متر بکشید و از فاصلۀ ۱متري به اون نگاه كنيد بدون اينكه پلك بزنيد . ( زمان اين تمرين بستگي به خودتون داره ) اما نكتۀ مهم اينه كه روز دوم فاصله رو بيشتر كنيد . تازه بايد به چيزي هم فكر نكيد و دايم صلوات بفرستيد .

 


چهارشنبه یکم آذر ۱۳۸۵ | 20:47 | روج نا آرام |

یکی از راههایی که انسان می تونه قدرت فکر و انرژیه خودشو بالا ببره استفاده از تمرینات روحیه ؟

تمرینات روحی انواع زیادی داره ولی پایه و اساس تمامی این تمرینات بر دو چیزه ، تمركز كردن و دستيابي به گنجينه اسرار يا همون ضمير نا خود آگاه .

در اينجا بايد يك مقدار درباره ضمير ناخود آگاه و ضمير خود آگاه توضيح بدم :

ضمير آگاه همان ضميريه كه شما وقتي مشغول خوندن مطلبي هستيد اون مطلب رو توي خودش جا ميده . اين مطلب بعد از مدتي از ضمير آگاه شما به ضمير ناخود آگاه شما منتقل ميشه تمام اتفاقات و مساعلي كه براي ما اتفاق مي افته بعد از مدتي از ياد ما ميره ولي در حقيقت به ضمير ناخود آگاه ما انتقال پيدا كرده و از بين رفته .

ضمير ناخود آگاه ما توان انجحام دادن هر در خواست رو داره به شرط اونكه با تمام وجود يك چيزي رو بخواد .

حالا براي اينكه ما بتونيم به ضمير ناخود آگاه خودمون نزديك بشيم احتياج به اين داريم كه بدي ها رو از خودمون دور كنيم . مثل كينه ، نفرت ، خشم ، دروغ گويي . اگه ما بتونيم تمام فكر هاي منفي كه باعث توليد انرزي منفي ميشه رو از خودمون دور كنيم دستيابي به ضمير ناخود آگاه خودمون آسون تر ميشه و هر خواسته اي كه داشته باشيم انجام ميشه .

ببينيد در حقيقت خدا قبلا قدرتي به خود انسان داده كه اگه بخواد مي تونه ازش استفاده كنه به خواسته هاش هم مي رسه .

سعي شد كه خيلي خلاصه راجع به ضمير ها توضيح داده باشم .

توي پست بعدي يه تمرين روحي رو مي نويسم .


پنجشنبه پانزدهم تیر ۱۳۸۵ | 13:29 | روج نا آرام |

سلام .

همه شما بعضی وقتها مجبور میشد که یه ساعتی از شب یا روز رو بیدار بشید .

می تونید از آیۀ آخر سوره اصحاب كهف استفاده كنيد به اين ترتيب :

قبل از خواب وضو مي گيريد بعد نيت مي كنيد كه چه ساعتي مي خوان بيدار بشيد

بعد آيه رو مي خونيد و مي خوابيد البته با صلوات بخوابيد .

مطمئن باشيد رأس ساعت بيدار مي شيد .


پنجشنبه یکم تیر ۱۳۸۵ | 21:47 | روج نا آرام |

سلام به همه دوستان خوب .

برای به خواب دیدن حضرت ختمی مرتبت محمد بن عبدلله (ص) هنگام خواب با وضو و به پهلوی راست و این کلمات را نوشته در ورقی پاک با جوهری پاک و معطر زیر بالین گذارد . به امید حق رسول اکرم را در خواب بیند .

لعصلی صلح صعه هح

تذکر : تکرار لازم است .


دستور دیگر :

شب جمعه غسل حاجت کند ، هنگام خواب وضو بسازد و دو ركعت نماز حاجت بخواند ، در هر ركعت سورۀ توحيد را ۲۵ مرتبه بخواند و بعد از آن هزار ۱۰۰۰بار بخواند .

صلي الله علي النبي الامي

و به پهلوي راست با وضو بخوابد .


اندرين سير سپنجي ياد گير اين چهار چند

                                       تا بماند رخت قدرت در جهان كهنه تو

تا نخواهندت مخواه تا نبخشندت مــگـيــــر

                                        تا نپرسندت مگوي تا نخوانندت مـــرو

البته اگر انجام داديد و نشد فكر نكنيد كه من چرند نوشتم . به كارهاي خودتان فكر كنيد . همه ما گناهكاريم .

پير نگهدار همه شما خوبان


چهارشنبه هفدهم خرداد ۱۳۸۵ | 12:55 | روج نا آرام |

سلام به همه دوستان .

من ( روح سرگردان )از همه شما خوبان معذرت می خوام به خاطر اینکه مدتی چیزی ننوشتم .

به هر حال لطف کنید و منو ببخشید شرمندم .

خوب دوستان من حتما راجع به حروف ابجد چیزایی شنیدید .

توی این پست می خوام یه مطلب راجع به حروف ابجد بنویسم که میتونید از این فرمول استفاده کنید .

اگه استفاده کنید ضرر نمی کنید . اونم اینه :

ببینید ، مثلا دو نفر مي خوان با هم ازدواج كنند شما مي تونيد از اين روش بگيد كه آيا اين ازدواج خوبه يا نه به اين ترتيب :

 

  ا          ب          ج          د          ه          و          ز          ح          ط          ی          ک

  ۱         ۲           ۳          ۴          ۵          ۶         ۷         ۸           ۹          ۱۰        ۲۰

 ل          م          ن          س         ع          ف       ص         ق         ر           ش         ت

۳۰         ۴۰        ۵۰          ۶۰        ۷۰        ۸۰       ۹۰        ۱۰۰     ۲۰۰       ۳۰۰       ۴۰۰

ث          خ          ذ           ض          ظ         غ

۵۰۰     ۶۰۰      ۷۰۰        ۸۰۰        ۹۰۰     ۱۰۰۰

روش استفاده از اين فرمول :

نام هر دو طرف به همراه نام مادرشان ( پسر و دختر ) به حروف ابجد حساب كنيد و بعد ۵ در ۵ طرح كنيد يعني تقسيم به ۵ كنيد و باقيمانده را نگاه كنيد ، اگر باقيمانده ۱ يا ۳ يا ۵ باشد خوبه . اگر ۲ يا ۴ باشد خوب نيست . اگر ۰۰ باشد ...

تذكر : اگر يكي از حروف اسمها از حروف گژپچ باشد آن حرف را جذف كنيد . دنبال حرف شبيه آن نباشيد .

يه توضيح :     

اگر ۱ يا ۳ يا ۵ باشد ....... به اين معني است كه ستاره هاي دو نفر جفت مي باشد ، خوبه .

اگر ۲ يا ۵ باشد    ........ به اين معني است كه ستاره هاي دو دونفر جفت نمي باشد ، خوب نيست .

اگر ۰۰ باشد   .......... به اين معني است كه ستاره هاي دونفر جفت كامل نيست ، و يك طرف از خانواده ها با اين ازدواج موافق نيست .

يه مثال :     پسر : محمد        نام مادر : زهرا                دختر : فاطمه              نام مادر : نرگس  

          ۴۰+۸+۴۰+۴=۹۲          ۷+۵+۲۰۰+۱=۲۱۳         ۸۰+۱+۹+۴۰+۵=۱۳۵      ۵۰+۲۰۰+۶۰=۳۱۰

حالا همه اعداد را با هم جمع مي كنيم :

  ۹۲ + ۲۱۳ + ۱۳۵ + ۳۱۰ = ۷۵۰        جمع اين اعداد ۷۵۰ مي باشد كه اگر ما ۵ در ۵ طرح كنيم باقيمانده مي شود ۰۰  .  به توضيحات نگاه كنيد .


چهارشنبه سوم خرداد ۱۳۸۵ | 12:1 | روج نا آرام |

سلام به شما خوبان .

فقط میخوام از همه شما دوستان خوب تشکر کنم که منو تنها نگذاشتید .

واقعا برام سخت بود . خیلی سخت . نمی شه تصور کرد ....

از همتون تشکر میکنم و این گلهای قشنگ رو با تمامیه احترام تقدیم به شما خوبان میکنم.

کوچیک همه ی شما ( محسن روح ناآرام ) .


جمعه یکم اردیبهشت ۱۳۸۵ | 15:5 | روج نا آرام |

سلام به همه دوستان خوبم كه اين مطلب رو 

ميخونند . دارم ديونه ميشم بچه ها . امروز با

دست خودم يكي از دوستام ، همكلاسيم ، ..

خلاصه يكي از خوبا رو جسد بي جونشو

گذاشتم توي قبر ، خونه ي ابديش .

نمي دونم ............................................ .

نمي تونم بيشتر از اين بنويسم .

فقط از شما خوبان خواهش مي كنم كه براش فاتحه

بخونيد .

خداوندا ::: همه ما رو مورد رحمت خودت قرار بده .


چهارشنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۸۵ | 14:0 | روج نا آرام |

جن داراي حركات بسيار سريع مي‌باشد و به همين دليل قبلاً مي‌توانست در آسمان نفوذ و استراق سمع كند ولي با ظهور حضرت مسيح(عليه‌السلام) جلوي ورود و نفوذ آنها به آسمانها به صورت نسبي گرفته شد و با ظهور پيامبر گرانقدر اسلام حضرت خاتم الانبياء(صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) كاملاً از ورود آنها به آسمانها جلوگيري گرديد، پس جن نمي‌تواند از آينده و اسرار غيب خبر دهد و آنهايي كه مدعي اين گونه امور هستند، آگاهانه يا ناآگاهانه دروغ مي‌گويند. خلقت انسان بعد از خلقت جن روي زمين بوده است و جن‌ها هفت هزار سال پيش از انسان در كره زمين زندگي مي‌كردند. همانطور كه انسان ها از نسل آدم و حوا بوده، جن ها از نسل مارج و مارجه مي‌باشند. طول عمر جن از انسان بسيار زيادتر است ولي جن نيز داراي مرگ، تولد و عمر محدود و مشخص مي‌باشد، همچنين داراي حشر، نشر، معاد، حساب و كتاب اخروي است. از لحاظ مرفولوژي و ظاهري، قيافه واقعي جن با انسان تفاوت دارد(اين موجودات مي‌توانند با قيافه و ظاهر كاذب نمايان شوند). جن يك امتياز از لحاظ ظاهري نسبت به انسان دارد و آن اينكه مي‌تواند به هر شكلي كه مي‌خواهد اعم از انسان و حيوان دربيايد، ولي به شكل پيامبران، ائمه معصومين و شيعيان واقعي ظاهر نمي‌شود. طول قد جن بسته به سن او بستگی دارد . جن داراي دو جنس مذكر و مؤنث است و توليد مثل مي‌كند. نطفه جن بر خلاف انسان از جنس و ماهيت شبيه هوا مي‌باشد. برخي معتقدند كه انسان و جن مي‌توانند با همديگر ازدواج نموده، حتي توليد مثل نمايند. دستگاه گوارش جن با انسان تفاوت دارد، جن از پس مانده غذاي انسان بصورت بو كشيدن و يا مزه مزه كردن استفاده مي‌كنند. بطور معمول جن انسان را مي‌بيند ولي براي انسان قابل رؤيت نمي‌باشد.
جن مانند انسان داراي علم، ادراك، قدرت تشخيص، مسئوليت و تكليف است. پيغمبر گرامي اسلام بر جن‌ها نيز مبعوث شدند و در بين جن‌ها نيز دين و مذهب و فرقه وجود دارد. جان به دو گروه مسلمان و غيرمسلمان تقسيم شده و مسلمانان آنها نيز در دو گروه اهل تشيع و اهل تسنن قرار مي‌گيرند. رهبر جن‌هاي شيعه«سعفر ابن زعفر»مي‌باشد و لوحي مزيّن به جملة مبارك«يا ابا عبد الله الحسين»برگردن دارد. پدر زعفر در صدر اسلام توسط حضرت علي(عليه‌السلام) كشته شد و خود نيز به دست آن حضرت مسلمان گرديد. زعفر و لشكريانش در واقعه كربلا به ياري حضرت امام حسين(عليه‌السلام) شتافتند ولي آن امام بزرگوار اجازه نفرمودند. در منابع مختلف از جمله قرآن كريم، تفاسير، احاديث و كتب علمي از جن ياد شده است. دانشمندان غربي از جن به عنوان ارواح صدادار ياد مي‌كنند. پيامبر گرامي اسلام كه درود خدا بر او باد مي‌فرمايند:«خداوند جن را در پنج صنف آفريد: باد، مار، عقرب، حشرات و انسان.»برخي از انسانها جن را مي‌پرستند، علّامه طباطبائي(رضوان‌الله‌تعالي‌اليه) مي‌فرمايند:«مشركان سه دسته مي‌شوند، اول آنهاييكه جن مي‌پرستند، دوم آنهاييكه ملائكه مي‌پرستند و سوم آنهاييكه مقدّسيني از بشر را پرستش مي‌كنند.» ابليس از طوايف جن است و در قرآن صراحتاً به اين مطلب اشاره شده است. ابليس شش هزار سال عبادت كرد و همين امر باعث شد از زمين به آسمان برود و در رده ملائك قرار بگيرد و به درجه‌اي رسيد كه مرتبة استادي برخي از ملائك را داشت. برخي از جن‌ها علاقمند به داشتن ارتباط با انسان مي‌باشند، بعضي انسانها نيز به ايجاد رابطه با جن‌تمايل دارند، ايجاد اين ارتباط امكان پذير است ولي به هيچ عنوان توصيه نمي‌شود و نهي شده است، برخي از علما نيز آن را مجاز نمي‌دانند.
ارتبـاط با جن و تسخير جن نه تنها هيچ سودي براي انسان ندارد بلكه مضر نيز مي‌باشد ( ببینید بستگی به نحوه استفاده شما از جن ها داره ) اگر انساني با جن ارتباط گرفت، ديگر نمي‌تواند آنرا قطع كند و يا حداقل قطع اين ارتباط داراي عواقب خطرناكي است ( میشه ارتباط رو قطع کرد و هیچ خطری هم نداره ) . قابل ذكر است كه جن در مقابل ارتباط با انسان و بعضاً خدماتي كه ارائه مي‌كند، چيزهايي از انسان مي‌گيرد . ( باید براشون ذکر و آیات مبارکه بخونی و در بعضی جاها عزایم خوند ) . در صورتيكه جن از طرف انسان احساس خطر كند و يا آسيب ببيند، اقدام به تلافي خواهد كرد و به شخص مورد نظر يا بستگان نزديك، از جمله همسر و فرزندان او آسيب مي‌زند و يا آزار و اذيّت مي‌رساند، پس بهتر است در مورد جن به همين مقدار اطلاعات رسيده از منابع ديني و بزرگان اكتفا نموده، جن را بهانه‌اي براي تفكّر و تدبّر در عظمت خالق آن قرار دهيم. براستي كه اگر انسان تمام عمر خويش را نيز صرف انديشيدن در بزرگي و عظمت حق تعالي نمايد، بسيار اندك خواهد بود.

دوستانه من این مطلب رو که می خونید من از یه جای دیگه برداشتم و لازم بود یه کمی تغییرش بدم تا شما ها اشتباه نکنید . این مطلب رو از اینجا گرفتم .

این مطلب رو بنا به درخواست دوسته خوبم افسون نوشتم .

شاد باشید و شاد زندگی کنید .

 


شنبه نوزدهم فروردین ۱۳۸۵ | 13:0 | روج نا آرام |

سلام به همه دوستان .

امید وارم ساله خوبی رو آغاز کرده باشید . دوستان خوب من ، خواهش مي كنم كينه ها كدورت ها و.......... كنار بذاريد .

اگه با كسي ، حالا به هر دليلي مشكلي داريد ، بهش زنگ بزنيد البته اگه نمي تونيد بريد سراغش ، آشتي كنيد . اين طوري خيلي بهتر ميشه .

دوست اگه يه دوست خوب باشه در همه حال ميتونه كمكتون باشه . نذاريد يه وقت خداي نكرده دست تقدير اون دوست شما رو كه يه روزي با هم بهترين بوديد از شما بگيره و شما حسرت اونو بخوريد .حسرت اين كه من ميتونستم برم و با اون دوباره آشتي كنم ، اما غرور به من اجازه نداد . بچه ها بشكنيد غرورتون رو  ، بشكنيد  . دكتر شهيد علي شريعتي در كتاب گفتگوهاي تنهايي مي گه : مرد ها غرور را مي شكنند ، نامردها غرور را مي فروشند .حالا بگيد شما دوست من از كدوم دسته اي ؟؟؟

خلاصه اين كه باز هم به قول دكتر شريعتي : دوست داشتن از عشق برتر است .

من همه شما رو دوست دارم و براي همه شما دعا ميكنم كه هيچ وقت مجبور نشيد با يه دوست رابطه خودتونو بهم بزنيد .

روايت داريم كه ميگن روز اول سال جديد رو بشينيد دو ركعت نماز بخونيد و بعد از نماز ۳۶۰ مرتبه آيه الكرسي بخونيد و دعا كنيد .

خوب شرمنده سرتونو به درد اوردم .حالا مي خوام عيد و به شما با يه فلش زيبا تبريك بگم .

 

                                  سال 1385 رو به همه شما تبريك عرض مي كنم .

شاد باشید و شاد زندگي كنيد .

 


سه شنبه یکم فروردین ۱۳۸۵ | 10:41 | روج نا آرام |

یا مقلب الغلوب و البصار                          یـا مـدبــــر الـلــیـل والـنــهـار

یا محول الحول و الحوال                           حول حالنا الی احسن الحال

شرمندم ، از این بیشتر نمی تونم بهتون عیدی بدم ... بفرمایید عیدتون مبارک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

من از طرف خودم به شما همه دوستان تبریک می گم این ساله جدید رو و برای همه شما دوستان عزیز ( حتی شما ) آرزو دارم سالی با برکت و پر باری رو شروع کنید . با آرزوی اینکه همه شاد باشند .برای ارواح هم دعا کنید . چشم انتظارند .

کلیک کن ، تبریک می گم به شما .

..... یا علی مدد .....


یکشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۸۴ | 2:17 | روج نا آرام |

 به شمع نگاه کنید .سلام به همه شما دوستان که به من سر میزنید و عذر خواهی می کنم از شما ها به دلیل اینکه من دیر آپ کردم خلاصه منو ببخشید .

قبلا هم گفته بودم برای ارتباطی خوب با عالم ارواح باید از نیروی تمرکز خوبی برخوردار باشید تا بتونی این کار رو با موفقیت انجام بدید .

برای بالا بردن این قابلیت در خودتون باید از این روش ساده استفاده کنید البته بایدی در کار نیست ، می تونید از روشهای دیگه استفاده کنید .

به تصویر این شمع خوب نگاه کنید .

شما برای بالا بردن نیروی تمرکز باید توی یه اتاق تاریک رفته ( این کار رو در شب انجام بدید ) و یه شمع روشن کنید و به اون خیره بشید و به هیچ چیز هم فکر نکنید جز نیروی تمرکز خودتون .

شب اول این کار رو ۱۰ دقیقه انجام بدید ، شبهای دیگه ۵ دقیقه به این زمان اضافه کنید و تا ۱۵ شب تکرار کنید .

بعد از اتمام این ۱۵ شب شما باید مطمین بشید که موفق بودید یا نه ، که اگر موفق نبودید از یه روش دیگه استفاده کنید ( در صورت موفق نبودن با من تماس بگیری ) .

خوب حالا چیکار کنیم تا مطمین بشیم ، از این روش استفاده کنید :

از یه نفر بخواهید که شما رو کمک کنه . به اون دوست عزیزی که شما رو کمک می کنه بگید پشت به شما در فاصله ۲ متری از شما بایسته تا بتونید به پشت گردنه اون خیره بشید ، در حین خیره شدن به اون دوست شما باید به اون تلقین کنید که الان پشت گردن شما درد همراه با گرما ی شدید پیدا می شه . این کلمات رو تکرار کنید . بعد ببینید آیا این حالت برای دوستمون وجود داره یا نه .

تذکر : فکر نکنید همون دفعه اول یا تو ۵ دقیقه اول این حالت پیدا می شه . تکرار و تمرین لازمه .

هر کدوم از شما دوستان که موفق بودید لطفا به من بگید تا قدمه بعدی رو به شما بگم .

مولا نگهدارتون .

 


سه شنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۸۴ | 1:47 | روج نا آرام |

سلام به همه عزیزان .

می خوام اولین تجربه احضار ارواح خودمو براتون بازگو کنم .

من به همراه دو تا از دوستان گکه به من اجازه ندادند اسامی شونو بنویسم ، تو یه اتاق نسبتا تاریک تو یه شب سرد زمستونی نشسته بودیم .

این ایده من بود که از یک روح درخواست کنیم ( روح احضار کنیم ) تا ببینیم آیا واقعا چنین چیزی هست یا نه ؟؟؟

بلاخره تصمیم گرفتیم که این کارو انجام بدیم و شروع کردیم .

اول وسایلی که مورد نیازمون بود رو تهیه کردیم و بعد من شروع کردم به تمرکز کردن روی یکی از ارواح بستگان .

بعد از چند دقیقه دست من شروع به حرکت کرد و من حضور یک غریبه رو توی اتاق که از جنس خودمون سه تا نبود احساس کردم . ترس تموم وجودمو فرا گرفته بود و همه بدنم گرم شده بود . گرمای عجیبی بود ، واقعا عجیب ( گرما ) .

بعد شروع کردم به خوش آمد گویی به اون روح و گفتگو و رسیدنه سوال هایی که همیشه تو ذهنم بود در مورد ارواح و دنیای ارواح و اونم جواب می داد .

ما حدود ۲۰ دقیقه با اون مهمون عریز صحبت کردیم و از اون خواستیم که از اتاق بره بیرون تا بتونیم کس دیگه رو دعوت کنیم ، خب اونم رفت و دست من آزاد شد و گرمای بدنم کم شد .

بعد استراحتی کوتاه من از یک روحه دیگه درخواست کردم تا وارد اتاق بشه و ما رو راهنمایی کنه شخصی وارد اتاق شده بود و همون حالات قبل با این تفاوت که خیلی بیشتر شده بود . ( گرما و لرزش بدنم ) .

نمی دونم چرا این مهمون جدید به سوالات ما جواب نمی داد اگر هم جواب می داد چرند می گفت .

تازه یه بار به من گفت بچه مواظب حرف زدنت باش وگرنه می زنمت ، مثل ... ترسیده بودم و سریع گفتم از اتاق برو بیرون نمی خوام با شما صحبت کنم . اونم به من گفت خفه شو تو منو آوردی اما نمی تونی منو بفرستی بیرون . خلاصه سرتونو درد نیارم بعد از ۱۰ دقیقه التماس کردن و خوندنه سوره های مختلف از اتاق رفت بیرون و ما سه تا که از ترس نمی دونستیم چیکار کنیم از خونه رفتیم بیرون ، رفتیم خیابون .

یه چیزه جالب دیگه اینکه نزدیک خونه که بودیم یه قبرستون قدیمی بود .

اینم بود اولین تجربه من از احضار ارواح و الان حدود ۵ ساله که دارم تو این زمینه بطور دست و پا شیکسته فعالیت می کنم .

از همتون متشکرم که برام نظر میدید و به من نیرو میدید تا ادامه بدم .

دوستدار شما روح ناآرام .


شنبه سیزدهم اسفند ۱۳۸۴ | 0:43 | روج نا آرام |

سلام به همه دوستانی که این بلاگ رو مرور میکنند .

عشق و محیت با هم بخار می شود

و در کنار آن آگاهی می آید و قطره می شود

آگاهی و عشق و محبت

هنگامی که جاده حق را یافتند

 رود می شوند و رود هایی که با هم جمع  شوند

رودخانه های بزرگی می شوند و آن رودخانه ها هستند که به دریا می ریزند

پس بیایید از آن قطره هایی باشید که به دریا می ریزند نه از آنانی که

به چاههایی دور افتاده فرود می آیند .

جام شراب حق را انکسی نوشد          کــه هم یـــارش بــاشد و بــس

چگونه از ارواح دعوت کنیم ، تا در جمع ما حاضر شوند ؟؟؟

ابتدا بايد كسي حضور داشته باشد كه از علم احضار ارواح اطلاعات كافي داشته باشد . چون كسي كه رهبري اين كارو به عهده مي گيره بايد بتونه تشخيص بده كه ، الان تو اتاق روح است يا ارواح سرگردون يا از همه مهمتر جن .

اگه بتونه اين سه حالت بالا رو تشخيص بده ديگه مشكل خاصي بوجود نمي آيد .

بعد نياز به يه مديوم خوب داريم تا بتونيم ارتباطي عالي رو بر قرار كنيم . يه مديوم خوب خيلي مهمه براي احضاره ارواحي عالي . چرا چون روح حاضر در جمع فقط از طريق مديوم ارتباط برقار مي كنه و هر چي مديوم قوي تر باشه ( داراي انرژي مثبت ) با روح مي تونه رابطه ي نزديكي داشته باشه و بهتر و دقيق تر جمع و به جواب مي رسونه .

تو يه جمعي كه احضاره ارواح مي خواد شكل بگيره با انرژي هاي جمع بيشترش مثبت باشه تا دعئت ناقص انجام نشه .

اگر انرژي هاي منفي بيبشتر باشه ۸۰٪ روح سرگردون يا جن جايگزين ميشه ، نه يكي از ارواح نيك يا متعالي يا روحي كه مد نظر ماست .

در يه جلسه احضار ارواح در مورد همه چيز مي شه پرسيد ، فقط در مورد مسايل آخرت به ما جواب نمي دهند . درباره آينده هم همه چيزو نمي گند .

مطلب پست بعدي ، درباره ساده ترين روش احضار ارواح ست .


دوشنبه یکم اسفند ۱۳۸۴ | 21:18 | روج نا آرام |

يه پيام از طرف ارواح متعالي براتون مي نويسم :

سعي كنيد تمام كارهايي كه انجام مي دهيد فقط براي خداوند و خشنودي و رضايت او باشد ،

                                       نه براي جلب مردم و تحسين آنان ،

تا خداوند شما را سر بلند كند و در پيشگاه خود و مردم عزت و مقام قرار دهد.


-آيا اينكه بعضي افراد ادعا مي كنن ارواح را مي بينند صحت دارد ؟؟؟

بله - مشاهده ي يك روح به صورت تجسدي بدون حضور مديوم تجسدي توهمي است كه روح به وجود مي آورد و در واقع خود روح نيست ، بلكه در ذهن افراد تصوير سازي مي كند . اين تصوير را روح به ذهن فرد متبادر مي كند و فرد در واقع دچهر توهم نيست ، بلكه روح را به صورت ذهني مي بيند . توضيح ساده تر : اينكه روح تصوير خودشو براي شخصي كه مي گه من روح رو مي بينم ، ارسال مي كنه .

-آيا ارواح خود نيروي شفا بخشي دارند ؟؟؟

هر كس كه داراي مقامي باشد ، به او نيروي شفا بخشي داده مي شود و در نتيجه اگر از اين نيرو استفاده كند و موفق شود ، هم ارتقاء درجه مي يابد و هم آن نيرو از او گرفته مي شود و نيرويي برتر به او داده مي شود . اين در مورد همه ي ارواح نيك صادق است .

يه توضيح كوچولو : ارواح وقتي  از تونل زمان  رد مي شند ، بعد از مدتي يه سري مراحلو طي مي كنند و صاحب مقام مي شند . البته به دوران زنده بودنشون هم ربط داره .

-شما چگونه از طريق مديوم به سوالات ما پاسخ مي دهيد ؟؟؟

به مديوم نيرويي مي دهيم كه دستش بدون اراده به راه بيفتد و ما كه در كنارش هستيم بتوانيم بسياري از پرسشهاي شما را پاسخ دهيم .

-چند نوع كتابت وجود دارد ؟؟؟

شش نوع     ۱- كتابت القايي   ۲- كتابت ذهني   ۳- كتابت القايي و ذهني   ۴- كتابت ذهني خود بخود  ۵- كتابت القايي خود بخود  ۶- كتابت القايي و ذهني خود بخود  .

-شما ما انساها را چگونه مي بينيد ؟؟؟

انسانها براي ارواح پشت و رو ندارند ، ارواح آنان را به صورت سايه مي بينند .

-چگونه در برخي جلسات روحي ، ارواح تجسد مي يابند ؟؟؟

هنگامي كه ارواح تجسد مي يابند ، بر اثر تركيبات نورها با يكديگر جسدي ظاهر مي شود كه با تركيبات هوا و همچنين نورها و هاله هايي كه  آن روح را در بر گرفته و نيز اكتوپلاسم مديوم تركيب مي گردد و چنين پديده اي رخ مي دهد .

دوستان عزيز : اگر در اين زمينه سوال داريد ، خوشحال مي شم بپرسيد تا جواب بدم .


جمعه بیست و هشتم بهمن ۱۳۸۴ | 2:46 | روج نا آرام |


طراح قالب
امکانات وب
www.shereno.com